چند استفتاء از آيت الله العظمي روحاني درباره ازدواج موقت سوال1: دختري احتمال مي دهد كه اگر ازدواج موقت نكند به گناه مي افتد و ازدواج موقت بر او واجب است از طرفي خانواده دختر مخالف ازدواج موقت او هستند و او مي خواهد مخفيانه اين عمل را انجام دهد اما مي داند كه اگر با ازدواج موقت بكارت خود را از دست دهد بعد از ازدواج دايم شوهر و خانواده او متوجه اين عمل او خواهند شد و او را به عنوان يك دختر هوسباز سرزنش مي كنند. الف: آيا بر چنين دختري جايز است كه بعد از ازدواج موقت و از دست دادن بكارت با عمل جراحي دوباره صاحب بكارت شود تا كسي از ازدواج موقت مخفيانه او اطلاعي پيدا نكند؟ ب: اگر شوهر دائم ، بكارت دختر را يكي از شروط ضمن عقد قرار دهد آيا دختر مي تواند اين بكارت غير واقعي را به عنوان بكارت واقعي عرضه نمايد؟
جواب: باسمه جلت اسمائه؛ الف: بر چنين دختري جايز است ازدواج موقت كند ولي در ازدواج موقت شرط نيست كه بكارت از بين برود ولي اگر بكارت از بين رفت براي دختر جايز است با عمل جراحي دوباره صاحب بكارت شود. ب: چنانچه شوهر دائم يكي از شرايط ضمن عقد، بكارت اصلي را قرار دهد تخلف شرط است. شوهر مي تواند فسخ كند ازدواج را و اگر شرط را بكارت قرار دهد اين دختر صاحب بكارت است و عقد صحيح است بدون خيار فسخ.
سوال2: فلسفۀ اين جمله چيست؟ «زوجتك نفسي في المدة المعلومه علي المهر المعلوم». چرا مجرد رضايت دو طرف و پرداخت مبلغ توافقي به زن بدون خواندن جمله فوق محرميت ايجاد نمي كند؟
جواب: باسمه جلت اسمائه؛ دليل آن است كه زوجيت از انشائيات است و انشاء با رضايت موجود نمي شود بعلاوه ما موظف مي باشيم به آنچه از طرف خداي تعالي بر ما تكليف شده است عمل كنيم فلسفه آنها به ما ربطي ندارد.
سوال3: آيا از طريق گفتگو مستقيم اينترنتي مي توان شخصاً خطبه عقد خواند و مبادرت به جاري نمودن خطبه عقد موقت نمود؟
جواب: باسمه جلت اسمائه؛ بلي مي توان ولي اگر مرد بخواهد براي خودش عقد موقت بنمايد و از طرف زن انشاء كند و خودش قبول كند صحيح نيست.
سوال4: اگر مرجع تقليد ازدواج موقت دختر باكره را منوط به اذن پدر بداند تكليف مقلد در اين مورد چيست؟ آيا مي توان مرجع تقليد را عوض كرد؟ يا خير؟
جواب: باسمه جلت اسمائه؛ براي اين فتوا نمي تواند مرجع تقليد را عوض كرد بلي چنانچه تقليد اولي روي شهادت شهود و ثبوت اعلميت مي تواند به واسطه شهادت اهل خبره به اعلميت فتوي دهنده به عدم اعتبار اذن پدر با رجوع به شهادت آنها از مرجع فعلي در تمام مسائل رجوع كند به آن مجتهد نه در خصوص اين يك مسأله.
سوال5: دو نفر كه بين آنها صيغه موقت جاري است؛ شاهداني كه از صيغه بودن آنها اطلاع ندارند بگويند كه آنها زنا كرده اند، با توجه به آن كه براي صيغه سند و شاهدي وجود ندارد، قاضي از كجا علم به اين مطلب مي برد كه آن دو صيغه بوده اند؟ آيا قاضي تنها به اين سخن آن دو كه بگويند ما صيغه بوده ايم (آن هم بدون هيچ سند و شاهد) اكتفا مي كند و آنها مجازات نمي شوند؟ اگر آري يعني قاضي تنها با سخن آن دو نفر قبول كند كه آنها صيغه خوانده اند پس در اين صورت هر دو نفري كه زنا كرده اند به دروغ مي گويند كه از قبل صيغه خوانده اند و اگر نه يعني قاضي حرف آن دو نفر را قبول نكند و آنان را زناكار معرفي كند در اين صورت پس اين صيغۀ خوانده شده با خوانده نشده تفاوتي ندارد!
جواب: باسمه جلت اسمائه؛ قاضي به حكم شرع ملزم است به قبول ادعاء دختر و پسر به خواندن صيغه. مگر آنكه علم پيدا كند به دروغ بودن اين ادعا.
سوال6: شرط رضايت پدر براي صيغه دختر شرط كافيست يا شرط لازم؟ مختصراً توضيح فرماييد.
جواب: باسمه جلت اسمائه؛ نه كافي است نه لازم يعني چنانچه دختر بالغه و رشيده باشد و خوب و بد را تشخيص دهد اذن پدر و رضايت او شرط صحت صيغه دختر نيست.
سوال7: آيا اگر كسي با دختري (باكره) صيغه موقت خوانده باشد، الف: آيا مي تواند با رضايت دختر از دبر يا قبل دخول هم كند؟ ب: آيا براي خواندن صيغه موقت با خواهر اين دختر اذن دختر هم لازم است يا اين موضوع فقط براي ازدواج دائم است؟
جواب: باسمه جلت اسمائه؛ الف: بلي جايز است نهايت مواظب باشد كه حيثيت دختر و آبروي فاميل او حفظ شود. ب: چنانچه صيغه موقت با خواهر اين دختر بعد از فسخ عقد و يا گذشتن مدت عقد باشد جايز است و اذن او هم لازم نيست، و اگر هنوز مدت عقد تمام نشده است اذن او موجب جواز نيست بهرحال اذن خواهر هيچ اثري ندارد نه در عقد دائم و نه در صيغه موقت.
سوال8: آيا در انجام صيغه موقت فقط گفتن متن فارسي صيغه كفايت مي كند يا حتماً بايد متن عربي گفته شود؟
ارسال شده در تاريخ : شنبه 21 خرداد 1390 - 9:46 توسط : حسين فرجي چند استفتاء از آيت الله العظمي روحاني درباره ازدواج موقت چند استفتاء از آيت الله العظمي روحاني درباره ازدواج موقت
× ادامه مطلب ×
+ | نوشته شده در: ۷ فروردين ۱۳۹۲ توسط:
نظرات (0)
|